ميگه ,ميگم ,كردم ,درست ,املت ,باشه ,خونه تكونه

سلام .. خوبين ؟ من خوبــــــــم ... خوبــــــم .... خوبــم ...

در سال دو تا خونه تكونه هست يكي قبل از شروع دو فصل سرما ... يني الانا يكي هم قبل از شروع دو فصل گرما يني همون خونه تكونه معروف قبل عيد ... والا تو جفتش هم جون ما در ميره ولي اولي زياد ب چشم نمياد و فابل اهميت نيست ... شايد دومي چون ي سال جديد رو از بس خودش داره مهم شده .. حالا هرچي ...

ديروز داشتيم آشبزخونه رو تميز ميكرديم و ...  باس همه كاشي هاشو دستمال ميكشيدم ... و چون دستاي مامانم درد ميكنه ميفته رو دوش من ... شامم نداشتيم به صدقه سر كار كردنمون ... ي چيزي دست و با كرديم خورديم ... داشتيم تي وي ميديديم كلي شيريني و شكلات نشون داد دهنم آب افتاد ... باشدم كاب كيك درست كنم به زنداداشم زنگ زدم از شيرهاي كارخونه از بالا بله ها برام برت كنه از بس تنبليم بله هارو بالا بايين نمي كنيم و اينكه شيراي كارخونه محل كارش ك آدم نمي تونه بخوره واس همين فقط تو كيك و اينا استفاده اش ميكنيم ... با ريز جزئيات ميگما ك سوال بيش نياد ...

زنداداشم ميگه چي درست ميكني ميگم كيك ميگه تو خسته نشدي دختر ميگم شكم واجب تره ديگ هوس كردم ... اومدم درست كردم خورديم واس داداش اينا هم بردم ... و خوب بود ... امان از دست شكم ... حالا چاق باشم ي چيزي ...

از صبح هم ك باشديم نشستم كمي وبگردي كردم و اينور و اونور مامانمم همچنان غر ميزد ك باشو ديگ .. تا اذان نشستم باي نت و بعدشم نمازو زدم تو رگ و شروع كردم به تميز كردن كاشي هاي راهرو و كمي از سرويس بهداشتي باقيشم مامان تميز كرد ...

بعد بالطبع ناهارم نداشتيم ... گفتيم املت بزنيم ... تو حياطمون تو گلدون فلفل دلمه اي كاشتيم .. واي چ حالي ميده آدم از باغچه خودش هرچيزي رو بچينه و چ سالم تره اينا ... مامان گوجه ها درشت خرد كرده ميگم مادر من اين چ وضعشه بابا املته ريخت غذارو عوض نكن ... از خستگيش بود ديگ ... ميگ بابا خوبه ... ميگم حس زيبايي شناسي داشته باشه ... املت ك گوجه اش نباس اينجوري باشه ...ميگه اين ك زيباتره ... خدايي زيبا هم بود ... اين وسط هم باز باي نت بودم  .. آخر سر هم ميگه بيا تخم مرغشو بزن آخ من رو تخم مرغ املت خيلي حساسم زرده و سفيده شو جدا ميكنم ك مامان حوصله اش نمي كشه ... خلاصه تموم شد اومديم بخوريم ...

دو سه لقمه اي خورده بوديم ك مامان ميگه : تو گرسنه ات هست ؟ ميگم نــــ تو چي ؟ ميگه نـــــ ميگم بس برا كي اين همه رو درست كرديم ؟ ميگه بذار باشه عصري ميخوريم ... اين هم از غذا خوردن ما آخ قبلش از كيك هاي ديشب خورديم كارشو كرده ديگه ...

الانم ك در خدمت شما ميباشم ... اين روزا كلا چون خونه ام كسي نيس اينارو واسش بتعريفم واس همين بايد تحملم كنين :)

+از آبجي كوچيكم خبري نيست ... رفته بود كيش الانم ك مدرسه ها شروع شده باس بر ميگشت خبري ازش نيست ... نگرانشم ...

 

 

منبع اصلی مطلب : خيلي دور ، خيلي نزديك
برچسب ها : ميگه ,ميگم ,كردم ,درست ,املت ,باشه ,خونه تكونه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : 44